مجموعه های فرهنگی و همچنین تشکل های انقلابی و مسجدی دچار یک معظل شده اند .

مجموعه های فرهنگی و همچنین تشکل های انقلابی و مسجدی دچار یک معظل شده اند .
معظلی برای نوجوانان و جوانان فعال و پر تلاش که دغدغه ی آن ها جامعه و جریانات فرهنگی است . اما چرا معضل؟!
مگر قرار نیست مجموعه های فرهنگی معضلات را حل کنند و حالا چه شده است که خود نیز تبدیل به یک معضل شده است؟!
معضلی که میخواهم شرح بدهم شبیه یک دستگاه خرد کن عمل میکند . با وجود این مثال به وضوح برایتان مشخص شد که بر چه امری قرار است صحبت کنیم . نمیدانم تاکنون فیلم و یا دستگاه های خرد را از نزدیک دیده اید یا خیر ….

در آن ها سبزی یا … می ریزند و در عرض چند ثانیه خرد میشود .
مجموعه ها نیز دقیقاً همین گونه عمل میکنند . در نظر اول مراکز فرهنگی بسیار جای خوبی برای فعالیت میشود اما وقتی مدتی فعالیت کنید می بینید باعث جلوگیری از رشد شما می شود . شما در دل مجموعه خرد میشوید و در نهایت نیز هضم میشوید . اما این صحبت برای مجموعه هایی استفاده میگردد که به جای یاد دادن ماهی گیری ، ماهی تحویل متربی می دهند .
آن جا که باید الگوی یک عمل را یاد دهند و یا استعداد های نهفته ی دانش آموزان را شکوفا کنند باعث آن می شوند که این اتفاق نیفتد ‌.
اما در واقعیت وظیفه ی ذاتی یک مجموعه چیست؟!
مگر غیر از این است که مجموعه های فرهنگی باعث رشد و تعالی اجتماعی یک فرد بشوند و به آن ها راه های مختلف زندگی به سبک اسلامی را آشنا کنند؟

درست همین است که به آن ها راه زندگی کردن یاد دهیم و از خطوط و مرز های خود خارج نشویم. به آن ها راه نشان دهیم .
پس فهمیدیم که اشتباه کار کجاست ، آن جا که باید بال و پر دهیم نمی‌دهیم ، و آن جا که اجازه ندهیم از خطوطشان خارج شوند اجازه می دهیم .
حال هر چه مرکز و مجموعه بزرگ تر باشد ، تعداد بیشتری در این جریان هضم میشوند . مجموعه و مرکزی موفق است که بتواند تعداد خطا را کاهش دهد ، رو به جلو حرکت کند و باعث بشود اعضا، راه درست زندگی کردن را بیاموزند .